![]() |
![]() |
|
|
یه تیکه از دکلمه ی اشکان عزیز
من که دیگه طاقتی نداشتم نامه ای به سید علی نوشتم .... دلم پر از فم بود و درد و عطش خلاصه رفتم و نوشتم واسش :
گفتم سلام امام اممت ٬ سلام .... اجازه هست حرف بزنم چند کلام ؟! امام ببین محمد چقد شیطونه .... به مردمت میگه یه مشت دیوونه ببین به اسم تو چقدر پز میده .... مملکتو به قاتل و دزد میده میگه تقلب تو ایران ؟ محاله ... این اعتراضات هم همش فوتباله این خس و خاشاک ها همه در اینن .... که بتونن جلو منو بگیرن از وقتی محمود اومده این بالا .... از آسمون فقط رسیده بلا تو کوچه هامون دوباره شلوغه .... صدای فریاد و تیر و بوقه دوباره سرنیزه و تیر و تفنگ .... یه عده هم تو دستاشون پر سنگ دوباره بحث پول گازه ئو نفت .... انگار شده سال مث ۵۷ چند تا دروغ گو سر پول میجنگن .... از صب تا شب به ریش هم میخندن از یه طرف محمود و هاله ی نور .... رای ها رو دزدید با تقلب و زور از اون طرف موسوی و عیالش .... گفته رئیس جمهوره تو خیالش از وقتی این دو تا به هم افتادن .... مردم بدبخت رو به کشتن دادن دست رو دلم نذار کبابه امام .... از ملتی که توی خوابه مدام یه عده شون محمود رو قبله کردن .... مخالفاش رو همه نفله کردن یه عده ش هم به یه میرحسین .... کتک که میخورن میگن یاحسین آخ چی بگم میون این گیر و داد .... فقط سر بیگناها رفت به باد میزنه و میکشه و میبره .... محمود میگه این دستور رهبره امام نمیخوای یه چیزی بش بگی ؟ .... کاشکی صدای مردم رو میشنیدی نکنه شما هم با احمدی نژادی ؟ .... از مردم و رای مردم فراری جواب رای من کجاست گلوله ست ؟ .... یا زدنش بچه تو کوچه بن بست ؟ حکومت عدل علیتون اینه ؟ ..... خون پاک ندا روی زمینه ؟ سهراب اعرابی مگه چی میگفت ؟ ..... که اینجوری به خون کشیده شد ٬ مفت ! خلاصه گرم صحبت و گفتگو .... دیدم یه پیرمردی از روبرو اومد جلو و گفت هی جوونه .... با کی داری حرف میزنی دیوونه ؟! فک کردی که خامنه ای بیکاره ؟ .... بخواد بیاد به تو محل بذاره ؟ بسه دیگه انقده غفلت نکن .... تکون بخور یه کمه همت بکن دنبال رهبر تو خیابون نگرد .... دنبال ماهی تو بیابون نگرد و ادامه که حال ندارم بنویسم!!!! |
|
+ نوشته شده در
یازدهم مهر 1388ساعت توسط . : . : . : றДhdiΞ : . : . : . |
|
|
خبببببببب دیگه ... بلاخره من هم راهی شدم و فقط فردا تو نت هستم ... که شاید اون هم نباشم ... دیگه روز آخری گفتنااااا ...
![]() بعد هم که کللللللللی درس دارم ... نت وصل نمیشه ... ولی بهتر ... شاید یه ذره سر به راه شم و درسم رو خوب بخونم ! ![]() خیلیییییییییی روزای خوبی داشتم باهاتون ! خیلییی! تو دورانی که اینجا بدترین لحظات عمرم رو گذروندم ٬ شما رو پیشم داشتم ... می دونستم می تونم بهتون اعتماد کنم ... خیلییییییییی دوستتون دارم ... ! ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نمیرم که بمیرم ... ولی دیدین کاره دیگه! .... این ورا حالا حالا ها مطمئنم آفتابی نمیشم! ![]() همه بچه های سان شاین
ببخشیییییییییییییییییییییییین منو بابت اذیتام!
تاریخ : ۱۳۸۸ دهم مهر ۲ oct ۲۰۰۹ |
|
+ نوشته شده در
دهم مهر 1388ساعت توسط . : . : . : றДhdiΞ : . : . : . |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفتند ستاره را نمی توان چید ... و آنان که باور کردند ... برای چیدن ستاره ... حتی دستی دراز نکردند ... اما باور کن ... که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره دست دراز کردم ... و هر چند دستانم تهی ماند ... اما چشمانم لبریز ستاره شد .... !
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی از اون روزی بترس که همون بشه درد دلت دعا کنین برم ! همین ! |
| پیوندهای روزانه |
|
ترجمه ی آهنگای خارجی ROCK & METAL .:.:. evanescence .:.:. آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
هر چی تو دلمه !! همین الان !! |
|
RSS
|